تبليغاتX
~ شکلات داغ ~




























~ شکلات داغ ~

همه ی آهنگ های عاشقانه ی دنیا برای تو خوانده شده اند... حتی آنهایی که نام دیگری برای تو به کار می برند. 

><><

روی صفحه نمایشم پر از جای لب های رنگارنگ است...  از بس که عکس هایت را بوسیده ام...

نوشته شده در ساعت توسط desperate| |

من اشتباه کردم باهات صادق بودم... منو ببخـ ـش...

نوشته شده در ساعت توسط desperate|
اگر پیشم بودی... مثل این بچه ها که یه پفک میدن تا یدونه بگیرن .. هی بوست میکردم و بوس میگرفتم ازت. اما حالا که نیستی..

نوشته شده در ساعت توسط desperate| |
من زیر قولم نزدم

قرار بود بمونم... قرار نبود بسوزم .

نوشته شده در ساعت توسط desperate|
من و تو چقدر باید دور باشیم... وقتی من حرفهایم را اینجا می نویــسم
نوشته شده در ساعت توسط desperate| |

دیدی چه بر سر خاطرات کودکیمان آمد؟ هر کدام له و لورده افتاده اند گوشه ای... خودمان هم هر کدام گوشه ای از این دنیا پخش شده ایم... زل میزنیم به دیوار... یادمان می آید چقدر کودکی خوب بود... من مامان میشدم... تو خاله... میرفتیم خونه ی همدیگه... واسه همدیگه چایی میریختیم... همه چیز خوب بود...

نوشته شده در ساعت توسط desperate| |
بعضی گذشته ها مثل کنه چسبیده اند به آدم... ولت نمیکنند... سعی میکنی هضم شان کنی قبل از اینکه هضمت کنند... و این نبرد ادامه دارد...

نوشته شده در ساعت توسط desperate| |
پیش می آید... حرفی نداشته باشی برای زدن... نوشتن... گفتن...خوردن
نوشته شده در ساعت توسط desperate|
خسته شده ام از اینجا... اینجا دیگر جای من نیست... خداحافظی نمیـــ ــکنم.

شاید دیگر نباشم... شاید...

نوشته شده در ساعت توسط desperate|
تو که میروی... تا ناپدید شدنت دستهایم را به نشانه ی خداحافظی برایت تکان میدهم... حالا که ناپدید شده ای من همچنان در آستانه ی در در حال دست تکان دادنم.


نوشته شده در ساعت توسط desperate|
به خواستنی بودنم شک ندارم... به خواستنی بودنت شک دارم

.

.

برای من همیشه جایی هست...!

نوشته شده در ساعت توسط desperate|
تو همیشه تاوان اشتباهاتتو نمیدی... بعضی وقتا تاوان اشتباه بقیه رو هم میدی 

()

سرم را زیر دوش میگیرم... دانه های آب افکارم را شستشو میدهند... خالی میشوم... سبک میشوم... انگار تازه به دنیا آمده ام...

نوشته شده در ساعت توسط desperate| |
تو به هیچ دردی نمیخوری... این من هستم که هر چقدر بالا بروم پایین بیایم یک دردی هست که بهش بخورم.

انگار دردها فقط مرا نشانه گرفته اند.

نوشته شده در ساعت توسط desperate|
و من چشمانم را بسته ام!

نوشته شده در ساعت توسط desperate|
او رفت... تا شاید من چشمانم را باز کنم... تا تو را ببینم که اینهمه مرا دوست می داری!

نوشته شده در ساعت توسط desperate|
پر شده ام...  از هر چه که فکرش را بکنی...

.

این روزها همش منتظرم... اما نمیدانم منتظر چی!



نوشته شده در ساعت توسط desperate|
Design By : Night Melody